|
خداوند...ما تورا بخشنده دیدیم و گنه کار شدیم، تو ما را چگونه دیدی و اینهمه وفادار ماندی؟!!
|
|
|
مردهای کوچک حرف های بزرگ می زنند... سنگ بزرگ...! عق ام میگیرد از بزرگ گویی ها... لطفا کیسه ای دهید!
+
تاريخ شنبه 8 بهمن1390ساعت 19:28 نويسنده زهرا
|
یلدای دلتنگ... تاریک... سرد...
+
تاريخ جمعه 2 دی1390ساعت 12:58 نويسنده زهرا
|
می شود نگاهی به من بیافکنی؟ تشنه ام... اگر راه بر مشکِ کربلایت بستند...اکنون راه آسمان باز است ماهِ من... دستم مباد که خالی راهی شود ...این شب و فردا آخرین روزنه ی امیدم به اجابت در این سالِ نحس است.. یا علمدار... در این طوفان زندگی ام هنوز ایستاده ام به یمن نام ات... دلم از نرسیدنت میگیرد... دلم از آب میگیرد که شرمنده ات شد... باب الحوائج... روزی که گفته بیاید و من دوباره ز خاک برخیزم،به خدا خواهم گفت که صدایت کرده ام... شاهدم سطر سطر دفترم است...مرحمی باش بر نقره داغ این دل... گفتم حکمت... گفتم وسیله... حال میخواهم بنظاره بنشینم و بی چشم بر هم زدنی نگاه کنم که خیر این حکمت، این ظلم کجا بود... دستم را بگیرد و هدایتم کند به جایی که خواسته... به بخاطرش دلم را شکسته... خدا... هذیان می گویم...یاری ام کن
یل گئله طوفان گئله یاتماز حسینین پرچمی...
+
تاريخ سه شنبه 15 آذر1390ساعت 10:56 نويسنده زهرا
|
ميبيني سال ها چه ساده مي گذرند؟ آنجا نيز به همين غربت مي گذرد؟ آنجا نيز عشق را به يغما برده اند؟ دير نخواهد شد... فقط چندي كوتاه در اين خاك خون آلود اسيرم... چه لايق بودي كه تولد دوباره ات زود بود... چه لايق كه دستانت كمتر چنگ زد به اين خاك ماتم زده... "فرزين"...تولدت مبارك...
+
تاريخ یکشنبه 29 آبان1390ساعت 8:47 نويسنده زهرا
|
فرشتکم ... امشب شهر سفید پوش اولین برف شد، و تو سفیدپوش ِ عشق... لبخندت تمامم کرد... نگاهت اشک شوق به چشمم ریخت...که تو خوشحالی...که تو عاشق عاشقی شدی و دوست میداری... نمیدانی چه طعمی دارد میان کرور کرور غم و دلتنگی ، چشمان عاشق تورا شاد دیدن... و نمی دانی چه حسی ست از شادی ات شاد شدن... نگاهم که کردی ... دعوتم که کردی در رده ی خواهرت... تمام شدم ... آخ که چقدر عزیزی... چقدر پاک و مهربان...
آی مردم... امشب در این شهر فرشته ای لبخندش را شریک شد... او فرشته ی من بود...هست... خواهد ماند... خداوند... زهرا را می شنوی امشب؟ سعادت و سلامت و عاقبت نیکش را میخواهم... مهربانترینم ضامن لبخندش باش همیشه... همیشه... همیشه...
+
تاريخ چهارشنبه 18 آبان1390ساعت 1:2 نويسنده زهرا
|
|
|