عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار
هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش می دهند
اینم تاکتیکای فوتبال دنیا.خداییش هیییییشکی به ما نمی رسه امتحان آيين نامه راهنمايي رانندگي به منظور آشنايي دوستان پشت كنكور گواهينامه با آيين نامه راهنمايي و رانندگي يه چند تا از سوالات رو كش رفتيم كه در اينجا براي شما ميزاريم تا حالشو ببريد.فقط سر امتحان ضايع بازي در نياريد ها...ما رو يه وقت لو نديد ها.....ديگه سفارش نكنم. 1 . در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگي هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چكار ميكنيد ؟ الف ـ سرمون رو از شيشه مياريم بيرون ميگيم هوووو يــره مگه كوري برو اونور ديگه . ب ـ به موازات دوچرخه سوار حركت ميكنيم و يه هو ميپيچيم جلوش تا حالش گرفته شه. ج ـ پشت سرش يه بوق خفن ميزنيم تا هُل شه و بخوره زمين و بعد از روش رد ميشيد طوري كه مخش بپاشه بيرون د ـ با ماشين ميكوبيم بهش تا بيفته زمين و بعد از رو مخش رد ميشيم . 2 . از يه خيابان فرعي ميخواهيد وارد خيابان اصلي شويد. چرا بايد بيش از همه مواظب موتور سيكلت سوارها باشيد ؟ الف ـ چون همينجوري سرشون رو ميندازن پايين ميان تو تقاطع . ب ـ چون سهميه بنزينشون كمتره و گناه دارن . ج ـ چون خيلي كوچيك هستند و ما ريز ميبينيمشون . د ـ ممكنه موتور پليس باشه ، بعد آب بيار و حوض خالي كن. 3 . در كدام محل است كه نبايد پارك كنيد ؟ الف ـ پاركينگ طبقاتي رايگان الماس شهر . ب ـ پاركينگ عمومي پارك ملت . ج ـ دم در خونه مادر زن. د ـ دم در خونه مادر شوهر. 4 . خط ممتد دوگانه به چه معناست؟ الف ـ براي تاكيد اينكه دو خط موازي هيچوقت به هم نميرسن. ب ـ به معني اينكه بايد اين دو خط رو بگيري همينجوري بري . ج ـ يعني اينكه دور زدن ممنوع ولي... يه دفعه ميتونيد دور بزنيد كه حال همه گرفته بشه . د ـ يعني موش تو سوراخ نميرفت وقتي ميرفت جمعه ميرفت. 5 . وقتي چراغ زرد رو ديديد بايد چه كار كنيد؟ الف ـ اگر حتي 1 ثانيه هم مونده تا چراغ قرمز بشه گازشو بگيريد و بريد. ب ـ اول يواش بريد بعد كه ديديد كسي حواسش نيست بازم گازش رو بگيريد و بريد. ج ـ يعني چيزي ديگه به اتمام كارت سوختت نمونده..براتون متاسفم د ـ هيچ خطري شما رو تهديد نميكنه پس با خيال راحت گازتون رو تا ته بگيريد و بريد. ۶. به هنگام تركيدن لاستيك كدام مورد را بايد انجام بديد ؟ الف ـ مثل زنها جيغ ميكشيد و از پنجره ميپريد بيرون.... ب ـ خونسرديتون رو حفظ ميكنيد و بوسيله يه ستون ماشين رو متوقف ميكنيد( يعني خودتونو ميكوبيد به ستون) ج ـ فرمون رو بچسبيد و ول نكنيد تا ماشين مثل بچه آدم خودش وايسته. د ـ چشماتون رو ميبنديد و به خدا توكل ميكنيد! ۷ . در حال نزديك شدن به خط كشي عابر پياده هستيد . عابرين منتظرند تا عبور كنند.چه مواردي را بايد انجام دهيد ؟ الف ـ بيخيال عابر بابا....عابر كيلو چنده .بزن برو.. ب ـ با همون سرعت يه دفعه از بغلشون رد ميشيد تا بترسند و شما حالشو ببريد. ج ـ اگه ديديد خيلي پرروين، ميايد پايين و بعد از چند تا ناسزا بارشون كردن ، تا جايي كه ميخورن ميزنينشون. د ـ از كنارشون با سرعت رد ميشيد و بهشون ميگيد : ..{....}...! چون می دونه که داره بزرگترین ماه خدا رو تو خودش جا میده. کاش زودتر شب قدر بشه که دلم بدجوری گرفته. کاش خدا زودتر بهم بگه که کجای کارم. بهم بگه که تنهای شب زده اش هنوز خداشو داره.بگه با اینکه گلایه کرده ولی هنوز دوسش داره. مطمئنم که امسالم تنهاشو دست خالی برنمی گردونه. دلم واسه تک تک همکلاسیام تنگه.واسه کل دانشگاه .حتی واسه ایلخانی. این ترم نمی دونم طاقت این مارتن رو دارم یا نه. ولی من می دوم.رسیدن به پایانش رو می سپرم به همون که همیشه هوامو داره. این بار پاییز زرد نیست. واسم سفیده.اونقدر سفید که نمی تونم آخرشو ببینم. این شعر سهیلی رو خیلی دوست دارم. اولین بار هفت سال پیش رو برگ اول دفتر خاطراتم نوشتمش. هنوزم واسم پر از خاطره ست. تو هم، همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي ! تو بي برگي و منهم چون تو بي برگم چو مي پيچد ميان شاخه هايت هوي هوي باد ـ بگوشم از درختان هاي هاي گريه مي آيد مرا هم گريه ميبايد مرا هم گريه ميشايد كلاغي چون ميان شاخه هاي خشك تو فرياد بردارد بخود گويم كلاغك در عزاي باغ عريان تعزيت خوان است و در سوگ بزرگ باغ، گريان است تو هم، همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي ! دل هر گلبنت از سبزه و گلها تهي مانده و دست بينواي شاخه هايت خالي از برگ است تنت در پنجه مرگ است مرا هم برگ و باري نيست ز هر عشقي تهي ماندم نگاهم در نگاه گرم ياري نيست. الا اي باغ پائيزي دل منهم دلي سرد است و طفل برگهاي آرزويم را دست نااميدي تير باران ميكند پائيز ولي پائيز من پائيز اندوه است دلم لبريز اندوه است . چنان زرينه پولكهاي تو كز جنبش هر باد ميبارد مرا برگ نشاط از شاخه ميريزد نگاه جان پناهي نيست كه از لبهاي من لبخند پيروزي بر انگيزد خطا گفتم، خطا گفتم تو كي همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي ؟! ترا در پي بهاري هست ـ اميد برگ و باري هست همين فردا ـ رخت را مادر ابر بهاري گرم ميشويد ـ نسيم باد نوروزي تنت را در حرير ياس مي پيچد الا اي باغ پائيزي ! غمت عزم سفر دارد همين فردا دلت شاد است ز رنج بهمن و اسفند آزاد است. تو را در پي بهاري هست اميد برگ و باري هست ولي در من بهاري نيست اميد برگ و باري نيست . تو را گر آفتاب بخت نوروزي لباس برگ ميپوشد مرا هرگز اميد آفتابي نيست دلم سرد است و در جان التهابي نيست تو را گر شادمانه ميكند باران فروردين ـ مرا باران بغير از ديده ی تر نيست . تو كي همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي ؟!! تو بزمت ميشود از تابش گلها چراغاني ولي در كلبه تاريك جان من ـ نشان از كور سوئي نيست نسيم آرزوئي نيست گل خوش رنگ و بوئي نيست اگر در خاطرم ابريست ابر گريه تلخست ـ كه گلهاي غمم را آبياري ميكند شبها اگر بر چهره ام لبخند مي بيني مرا لبخند اندوه است بر لبها تو كي همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي ؟! " مهدی سهیلی" راستی بچه ها الهه آب با یه موضوع مربوط به رشته ی جالب به روز شده. طبق تحقیقات به عمل آمده از دکتر ثباتی٬ ایشون رسما امروز درتاریخ۲۱شهریور اعلام فرمودن که تاریخ شروع کلاس ها از اول مهر٬ و تاریخ حذف و اضافه ۳و۴ مهر می باشد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام. اميدوارم همه تابستون خوبي رو گذرونده باشن. متاسفانه اين سايت سما همه رو كلافه كرده. نه معلومه بالاخره چه درسايي مال كدوم ساله. نه اينكه كدوم درس عمومي واسه كلاس ماست. نه اينكه چطور ميشه درسي رو كه ثبت شد تعويض يا حذف كرد. اين ترم فكر كنم همه ي واحدهامون يكي نباشه. فقط يه خواهش: ""لطفا تعيين كنيد كه بالاخره از كي ميريم سر كلاس كه همه بدونن."" كاش اين چند روز مثل تازه يه بدبختي ديگه هم هست. حذف و اضافه روز ۲۴ يا ۲۵ مي باشد يعني هنوز روي مبارك بيشتر استادا رو نديده بايد بريم درس حذف كنيم. اه... ببخشيد نتونستم قشنگتر بنويسم.مغزم هنگه فعلا.جبران ميكنم. يا حق ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوباره اومدم که بگم... اینجا ۲۰۱ قدیمه. حالا جدید شده.(سقف رو توجه کنید) دیگه وقتی آقای صدری سرفه کنه سقف نمیاد پایین!!! یادتون نره نفری یه لنگ هم بیارین با خودتون.لازمه. هم واسه طی کشی میزو صندلی ها. هم اساتید گل وقتی میگم خسته ام.همه می خندن. میگن از سر بی کاری داره می نویسه. وقتی میگم تنهام .همه میگن اینم یکی مثل بقیه. داره دروغ میگه.عادتشه وقتی گاهی حس میکنم حتی خدا فراموشم کرده...یعنی تو اوج ویرونی ام. کیه که بفهمه؟ هان؟ یکی به من بگه آخه چقدر؟ آخه تا کی؟ آخه یه دل چقدر می تونه نشکنه؟ چقدر بند بخوره و از هم نپاشه؟ از کی بپرسم کجاست این عدالتی که میگن؟ به کی بگم صدای ناله های یه طفل معصوم رو؟ به کی بگم که با زبون خودش مرگشو می خواست؟ کی میفهمه که یه مادر چی میکشه وقتی بچه اش بهش میگه دیگه طاقت موندن نداره؟ آخه بگم میگن کفره. میگن خدا رو نمی شناسه. آخه کجاست خدای اون که بهم بگه واسه کدوم گناه نکردش اونقدر عذاب کشید؟ واسه کدوم نماز نخوندش تاوان پس داد؟ آخه حتی به سن تکلیف نرسیده بود. چرا کسی نیست که ازش بپرسم یه مادر چقدر تحمل داره که بچه اش جلو چشمش جون بکنه و نمیره؟ کسی هست که بگه چه حالی داره یه پدر٬ وقتی دستای پسرش تو دستاش سرد میشه؟ چرا هیچ کس نیست که بگه این چه حکمتیه؟ آخه خدا مگه نگفتی معصومن همه ی بچه ها؟ مگه نگفتی عذاب جون دادن واسه کسیه که گناه کار باشه؟حالا چی داری بهم بگی؟ آخه خدایا مگه میشه یه عمر یا صدای خرخر نفس های آخرعزیزت زندگی کنی؟ آخه چطور فراموش کنم که ازت خواستم زودتر خلاصش کنی؟ که دیگه نترسه. دیگه نلرزه از هیبت مرگ. چطوری اشکاش یادم بره؟ آخه خدایا یه پسر ۱۳ ساله نمی فهمه رفتن یعنی چی. اون هنوز امید داشت. هنوز فکر می کرد که باید امسالم بره مدرسه.هنوز فکر میکرد که خدا شفاش میده هنوز به این زندگی لعنتی چنگ می زد.واسه خودش واسه مامانش.واسه باباش. فقط بهم بگو کجاست٬ حکمت این همه عذاب چیه؟ بگو که کافر نشم دارم میمیرم از بغض. دارم خفه میشم از گلایه. نمی دونم چی میگم.چی می خوام. ولی... خدایا این روزم رو هم شکر. کاش خاک سردی در آغوشم می گرفت و چشمانم را به بی نهایت گره میزد... از همه ی کسایی که به خاطر مرگ خواهرزادم تسلیت گفتن و به یادم بودن ممنونم. وقتی میگم دعام کنین باور کنید از سر عادت نیست. محتاج آرامشم. دعام کنید در گذرگاه زمان٬ خیمه شب بازی دهر٬ با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میریند٬ رنگها رنگ دگر می گیرند. و فقط خاطره هاست٬ که چه شیرین و چه تلخ٬ دست ناخورده به جا می ماند ای پادشه خوبان٬داد ازغم تنهایی دل بی تو به جان آمد٬وقت است که بازآیی زمين دلتنگ و مهدى بيقرار است دوست نداشتم اینجوری بشه.می دونم که عمه زْ زْشو می بخشه!! ولی حرفای یه آدم غیر منطقی و استرس امتحان امروزم اعصابمو بهم ریخته بود از آقای هادی هم می خوام که لطف کنه و فرهنگ انتقاد کردن رو یاد بگیره بعد روی تخم چشمام حتما به انتقاد وپیشنهادشون فکر می کنم. لازم نیست با توهین به نظرو عقیده ی دیگران انتقاد کنیم. اگه خصومت شخصی هم با بنده داره (که فکر نکنم همچین کسی وجود داشته باشه) ایمیل و آی دی من هست واسه پاسخ دادن کاملا آمادم در ضمن اگه فکر می کنین چیزی کمه یا اشکالی هست بلاگفا این اختیار ور داده که نظر خصوصی واسه نویسنده بذارید. لازم نبود اون حرفارو اون جا بنویسید از" یکی "و "ناشناس" هم تشکر می کنم.و معذرت می خوام که اونارو هم قاطی کردم. واسه من کیفیت نظر مهمه.ولی قسمت نظرات وبلاگم رو نه فقط واسه نظر دادن به مطلبی که گذاشتم ٬ بلکه یه جایی واسه اومدن دوستام که الان از هم دوریم می دونم.از این طریق فاصله هاکمتر میشن و یادمون نمیره که دوستایی داریم. هر کس هم که نظری درمورد متن وشعر و...هرچیزی که هست میذاره.یعنی دوست داره این جوری از فرصتش استفاده کنه. این حق هرکسه که هرجور راحته احساسشو بیان کنه. تو این ماه عزیز یه خورده بیاد بیاریم که آدمیم...خلیفه ی یزدان روی این زمین خاکی می خوام با سهراب تموم کنم. واقعا خانه ی دوست کجاست؟؟ "خانه ی دوست کجاست ؟؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد... رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شب ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: نرسیده به درخت٬کوچه باغی ست که از یاد خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه ی پر های صداقت آبی ست می روی تا ته آن کوچه که از پشت شفق سر به در می آرد به سمت گل تنهایی تو می پیچی دو قدم مانده به گل٬پای فواره ی جاوید اساطیر زمان از حرکت می مانی وترا عشقی شفاف فرا می گیرد و در صمیمیت سیال فضا٬خش خشی می شنوی دختری می بینی رفته تا قلب افق٬بوسه بردارد از آن پنجه ی نور و از او می پرسی خانه ی دوست کجاست
در راستای شروع ترم جدید گفتم فرهنگ نامه ی دانشجویی رو یه مروری بکنیم
شماره دانشجويي : مدرك جرم
اعتراض براي كيفيت غذا:مي خواهم زنده بمانم ![]()
روز پرداخت وام دانشجو : روز فرشته ![]()
دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد ![]()
دانشجوي مشروطي : مردي كه موش شد
كلاساي ساعت 1۲-2:خواب وبيدار
(خصوصا اگه استاد کچل سرکلاس باشه واااای.
)
تصويب شهريه براي دانشجويان: تاراج ![]()
استاد راهنما : گمشده
( دکتر رضایی..دکتر رضایی٬ به بخش اتاقش
)
به دنبال سرويس : دونده (منه ده یر توتاااااااا!!! )![]()
آشپزهاي سلف سرويس:هفت سامورائي(مخصوصا اونی که شبیه جکسونه.اه ..اه..اه)
ازدواج دانشجوئي : عروسي خوبان ![]()
دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده ![]()
بوفه دانشگاه : غارتگران (این اشاره داره به چای خوران گرامی)![]()
سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ ![]()
اميد به بهبود اوضاع : توهم
گردهمايي استادان : دسيسه ![]()
كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان
پاس كردن يك درس: يكبار براي هميشه ![]()
التماس براي نمره : اشك كوسه
سوار شدن به اتوبوس : يورش
(زشته بابا از علوم تا دامپزشکی جا میگیریا...وا..
)
نماينده كلاس : بهترين فرد بد(خدارو شکر نداریم هنوز البته آقای ت...هستنا) ![]()
ترم آخر : بوي خوش زندگي
پايان نامه : زندگي ديگر هيچ
سالهاي پيش از دانشگاه : آن روزهاي خوش
دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس
دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان (روزی رو که زیر بارون بعضیا زنبیل غذا به دست می دویدن یادم نمیره) ![]()
دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار
دانشجوي ادبيات : نان و شعر ![]()
وام تحصيلي : جهيزيه رباب ![]()
خوابگاه دانشگاه : خانه كوچك
خانواده دانشجويان : بينوايان ![]()
دانشگاه آزاد : جيب برها به بهشت نمي روند ![]()
دانشجوي فوق ليسانس : قهرمان قهرمانان ![]()
انتخاب درس افتاده : زخم كهنه ![]()
استاد دانشگاه : يك گروه خشن ![]()
اولين امتحان : اولين خون ![]()
شب امتحان : امشب اشكي مريز ![]()
![]()
مراقبين امتحان : سايه عقاب
(هیییییییس ...دکتر ثباتی رو میگه هااا!!)![]()
شاگرداول كلاس:مردي كه زيادمي دانست(البته درموردما٬دختری که زیاد میدانست)![]()
تقلب : عمليات سري
(کار استاد هیتلره
)
روز دريافت كارنامه : روز واقعه
تعطيلات بين ترمي : روزهاي خوب زندگي ![]()
دانشجوي فارغ التحصيل : ديوانه از قفس پريد
مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت
(خوابگاهیا بگن)
انصراف دادن : فرار بسوي خوشبختي ![]()
تصويه حساب : خط پايان ![]()
شيريني گرفتن از فارغ تحصيلي : ضربه آخر ![]()
![]()










((توجه توجه))![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باد بگذره.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

.jpg)

فلك شيدا، پريشان روزگار است
دلا، آدينه شد، دلبر نيامد
غروب انتظارم سرنيامد
همه دلها پر از آه و غم و درد
همه آلالهها پژمرده و زرد
نفسها خسته و در دل خموشند
فغانها بىصدا و پرخروشند
نه رنگى از عدالت، نى از صداقت
در و ديوار دارد نقش ظلمت
شده پرپر گل مهر و محبّت
همه دلها شده سرشار نفرت
شده شام يتيمان، ناله و اشك
برد هركس به كاخ ديگرى رشك
شده پژمرده غنچه در چمنزار
بگشت آواره گل در كوى گلزار
نشسته ديو بر دلهاى خفته
همه جا بذر نوميدى شكفته
زده زنگارها آئين و مذهب
دمى، رويى ز سرور نيست يا رب
به اشك چشم و مهر و ماه، سوگند
به آه و ناله دلهاى دربند
اگر نرگس ز هجرت زار زار است
شقايق تا قيامت داغدار است![]()
اول از همه از مرمری خودم خیییییلی معذرت می خوام.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.ظهر عصبانی بودم ![]()
![]()






