عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار
هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش می دهند
پی نوشت اول :۸۸.۶.۵ قبولی دوستای مهربونم رو تبریک میگم. امیدوارم هر جایی هستین سلامت و موفق باشین. و من همیشه با افتخار خواهم گفت: ساناز. فرشته.الهام .نادی.پیام.شایان .علی .مجتبی.یوسف.و ... هم کلاسی های خوب من بودن.همکلاسی های آب هشتادو چهار خیلی دوستون دارم و قبولی تون رو از صمیم دل تبریک میگم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت دوم: دلم لرزید نه خدایااااا گوربان رو با همه دل بزرگش به تو می سپاریم خدایا مگه نگفتی که دعا قضا رو برمی گردونه حتی اگه محکم باشه خدایا به چشمان "مهربانش" رحم کن و مددی برای نفس هاش باش خدایا نمی شناسمش می دونم که بزرگه بنده ی بزرگیه... برای "گوربان" هر شب دعا خواهم کرد اگه جواب گرفتم می فهمم که خدا خیلی خداست من جزو اون احمق هایی هستم که بلاهای زندگی مو گاهی به انتقام و عذاب خدا تعبیر کردم اگه گوربان دوباره فریاد زندگی شو اینجا سر داد من می فهمم که واقعا چقدر احمق بودم. یه خواهش خط ممتد این ضربان رو بردار و به جاش ضربان بذار برای دوست بزرگم دعا کنید برای سلامتی و ضربان قلبش دعا کنید... معبود من سلام منم زهرای تو به میهمانی سفره ات آمده ام میهمانی رو سیاه می خواهی؟میهمانی خسته از هر چه بد رنگی و نا ملایمات می خواهی؟ خداوندا دستان نیازمندم ، آشنایی امن تر از آسمان تو ندارد مهربانم سفره ی دلم خالی از هر نان و از هر رنگیست به میهمانی سفره ی آسمانی ات آمده ام که دست پر برگردم تو میزبانی بنده نوازی ...این را خوب می دانم خدایا دلم را از سفره ات بر نخواهم داشت مادامی که نور خداییت ات را در آن دوباره نهان سازی خداوندا بر هر چه داشته ام و نداشته ام شکر طلوع هر صبح و غروب هر شبم را شکر دلم تنهاست در میان هرچه دلتنگی ، هر چه کوچه های خم در خم فانوس راهم را نور ابدی ات قرار ده آمین لحظه ديدار نزديك است باز من ديوانه ام، مستم باز مي لرزد، دلم، دستم باز گويي در جهان ديگري هستم هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ ! هاي ! نپريشي صفاي زلفکم را، دست! آبرويم را نريزي، دل ! - اي نخورده مست - لحظه ديدار نزديك است ... یکی از دوستای خوب و مهربونم واسه خودش یه خونه درست کرده. یه خونه که سقفش رو با شعرای فروغ بنا کرده و دیواراش رو با خاطرات و شادی ها... واسه دیدن خونش اومدم دعوتتون کنم. گل و شیرینی نمی خواد!!!فقط نظر می خواد که بدونه خونه اش رو پسندیدین؟ آدرس خونه اش بین دوستای ماه پیشونی یادگاری "باران یعنی...تو برمی گردی" فردا آخرین امتحان آب هشتادو چهار... فردا یعنی تموم شدن ۴ سال زندگی پرخاطره...چهار سال دوستی های قشنگ و باورنکردنی فردا آب هشتادو چهار به تاریخ می پیوندد... چه زود گذشت... انگار همین دیروز بود که توی صف ثبت نام توی ساختمان معراج ایستاده بودم و پرونده ها رو نگاه میکردم که یه همکلاسی به نام آب ۸۴ پیدا کنم.... اولین کلاس...و فیزیک مهندس ایلخانی...ردیف دوم از سمت در صندلی دوم نشستم.نگاه هام به در بود دنبال یه آشنا... و همکلاسی بودن ما از اون روز شروع شد. روزای اول همهمه ی بین دخترا فقط این بود که تو رتبه چند بودی و اهل کجایی و از این جور حرفا. روزای بعد فهمیدم که اینجا مثل دبیرستانمون نیست!خیلی فرق داره.یه تجربه ی جدید و تازه اس. یه حس غرور عجیب داشتم. یادش بخیر... ولی با همه قشنگی هاش و یه ذره تلخی هاش تموم شد. یه دوست خیلی عزیز بهم همیشه میگه زندگی مثل دکمه های پیانو می مونه. سیاه و سفید. با زدن ترکیبشون آهنگ قشنگی درست میشه. کلاس ما هم همین بود.سیاه و سفید دست به دست هم دادیم و چهار سال با هم زندگی کردیم. هیچوقت هیچکدوم از همکلاسیهام با اخلاق ها و خصوصیات خاص خودشون فراموش نمیکنم. و حالا... باید بگیم خدا حافظ... سخته ولی به دیدارتون روز ۱۷ اردیبهش سال ۹۰ امیدوارم!یادتون که نمیره؟ جلوی گروه مهندسی آب منتظرتون می مونم. امیدوارم اون روز همگی رو شاد و خوشبخت ببینم. از اینجا به همتون میگم که ماه پیشونی دوستتون داره و همیشه دعای خیرش پشت سرتونه. موفق و پاینده و شاد باشید همیشه
اشکم روی گونه ام دوید
من باور نمیکنم
ندیدمش
ولی
خدایا حماقتم رو به من ثابت کن
گوربان عزیز اولین روزی که به وبلاگت سر زدم به خاطر اون علامت ضربان بود
یادت هست؟
گفتم که جالبه و گفتی که سخت متوجه ضربان بودنش میشن
ضربان
و ضربان
و ضربان
خدا بزرگه
توکل بهش

خبر خبر![]()
![]()





